خرید بک لینک

غضنفر میره پیش خیاط میگه: این پارچه رو کت شلوار بدوز،فردا نیام بگی سوزنم شکستو،برق نبودو،چرخم خراب شد، اصلاً پدرسگ بده من نمیخواد بدوزی!!!
*
*
*

يه دختر مسيحي ميره پيش يه کشيش ، ميگه : ببخشيد ، من هر دفعه از جلوي آينه رد ميشم ، به خودم ميگم من چقدر خوشگلم ، من گناه ميکنم ؟ کشيشه ميگه : نه دخترم شما گناه نميکني ، اشتباه ميکني
*
*
*

يه نفر خواب ميبينه دارد بزرگترين لواش دنيا را ميخوره صبح از خواب پا ميشه ميبينه ملحفه لحافش نيست
"
"
"
به يکي ميگن 3 نفر نام ببر که با (( خ )) شروع شه. ميگه:خسرو ، خودم ، خدابيامرز پدرم
،
،
،

يه ورق کاغذ ميخوره تو سره يکي ، در جا ميميره. ميرن تحقيق ميکنن کاغذ را باز مبکنند ميبينند که توش نوشته: آجر
¤
¤
¤
يکي را ميخواستند اعدام کنند بهش ميگند: آخرين خواستت چيه؟ ميگه: منو اعدام نکنيد!



غضنفر میره پیش خیاط میگه: این پارچه رو کت شلوار بدوز،فردا نیام بگی سوزنم شکستو،برق نبودو،چرخم خراب شد، اصلاً پدرسگ بده من نمیخواد بدوزی!!!
¤
¤
¤

يه دختر مسيحي ميره پيش يه کشيش ، ميگه : ببخشيد ، من هر دفعه از جلوي آينه رد ميشم ، به خودم ميگم من چقدر خوشگلم ، من گناه ميکنم ؟ کشيشه ميگه : نه دخترم شما گناه نميکني ، اشتباه ميکني

¤
¤
¤
يه نفر خواب ميبينه دارد بزرگترين لواش دنيا را ميخوره صبح از خواب پا ميشه ميبينه ملحفه لحافش نيست
¤
¤
¤
به يکي ميگن 3 نفر نام ببر که با (( خ )) شروع شه. ميگه:خسرو ، خودم ، خدابيامرز پدرم

*
*
*
يه ورق کاغذ ميخوره تو سره يکي ، در جا ميميره. ميرن تحقيق ميکنن کاغذ را باز مبکنند ميبينند که توش نوشته: آجر
*
*
*
يکي را ميخواستند اعدام کنند بهش ميگند: آخرين خواستت چيه؟ ميگه: منو اعدام نکنيد!

*
*
*
سه تا دزد مشغول دزدي بودن که صاحب خانه رسيد. هرکدام داخل يه گوني قايم ميشن صاحب خانه يه لگد ميزنه به گوني اول. صداي گردو در مياره. به دومي ميزنه صداي نون خشک ميده. به سومي ميزنه. صدايي نمياد. دوباره ميزنه بازم صدا نميده. چند بار ديگه ميزنه. يارو شاکي ميشه مياد بيرون ميگه: عمو، آرده، آرد صدا نداره
يكي داشته شامپو را بدون آب مي ماليده رو سرش ازش مي پرسن چرا بدون آب ميگه آخه روش نوشته براي موهاي خشک
¤
¤
¤
به يكي مي گن تو نمي خواي آدم بشي ميگه من از اين قرتي بازيا خوشم نمي ياد
=-O

سوسكه ميخواست خودكشي كنه! ميره كنار دمپايي مي خوابه
،
،
،
يه نفر ميره تو يخچال درو رو خودش ميبنده! بهش ميگن چيكار ميكني؟ميگه: ميخوام ببينم اين چراغش واقعا خاموش ميشه يا نه
يه نفر تو قرعه كشي بانك شركت ميكنه، براش شيش ماه زندان در مياد
از دختره مي پرسن نامزدت چه شکليه ؟ ميگه مثل اسب نجيب . مثل پلنگ مهربون . مثل شير قوي . مثل عقاب تيز بين . دوستش ميگه کي ميريم باغ وحش نامزدت رو ببينيم
'
'
'
'
يکي كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته: سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، ميپرسه: ببخشيد قربان، ميتونم بپرسم داريد چيكار ميكنيد؟ مرد يقه يارو رو ميگيره، پرتش ميكنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده
^
^
^
^
غضنفر ماشینشو میبره تعمیرگاه و به مکانیک میگه: میشه بوقشو درست کنی!؟
مکانیکه یه نگاهی به ماشین میکنه، به غضنفر میگه اینجوری که من فهمیدم ترمزهای ماشین شما خرابه
غضنفر میگه: خب واسه همینه که میخوام بوقشو درست کنم
^
^
^
^
غضنفر داشت گريه مي کرد. باباش پرسيد چي شده؟
گفت: عاشق شدم!
باباش گفت حالا عاشق کي هستي؟
گفت: هر کسي که شما صلاح بدوني
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
:::::::::::::::::::::::::::: ::::
:::'':':::::::::؛:
::::::
طرف زنش ميميره ، توي تشييع جنازه كنار تابوت ميكه : لا اله ايولا
::::
:::
::
:
سرهنگ : اسمت چیه؟
سرباز : ممد
سرهنگ : این چیه دستت؟
سرباز: تفنگ
سرهنگ : تفنگ؟ این مملکتته, آبروته, زندگیته, شرافتته
خواهرته, مادرته, و .... سرهنگ رو به سرباز دوم : اسمت چیه؟
سرباز : غضنفر
سرهنگ : این چیه دستت؟
غضنفر : این خواهر و مادر ممده
:
:
:
استاد اسامی بچه ها را یکی یکی می خواند، رسید به اسم «بارانه». شخص مورد نظر را که پیدا کرد پرسید: واسه چی بارانه؟ دختر جواب داد: واسه این که روز تولدم بارون میومده. برادر اهل دلی از ته کلاس گفت: خوبه اون روز آفتابی نبوده

-----------------------------------------------------------------
اگه گفتی شباهت معلم با دماسنج چیه؟
:
:
هر دوی آنها وقتی صفر را نشان می دهند ، آدم می لرزد غضنفر مادرزنش را ميبر دکتر ميگه: آقای دکتر ، سم خورده مسموم شده.
دکتره ميگه: چرا بدنش کبوده ؟
ميگه: آخه به زبون خوش که نميخورد
------------------------------------

غضنفر بادوست دخترش موتور سواری میکرده دوست دختره بهش میگه قلبت مال من چشمت مال من نفست مال من غضنفر موتورو نگه میداره میگه بروپایین تایک دقیقه ی دیگه میگی موتورتم مال من
---------------------------

عطسه گرامي،
يا بيا يا برو!
هيچ خبرداري كه وقتي اون وسط گير ميكني، قيافه آدم عين منگول ها ميشه ؟
؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛

مادره خطاب به پسرش: نيوتن رو ميشناسی ؟
پسر :نه كی هست؟
مادر : اگه به درسات بیشتر توجه ميكردی ميشناختيش
پسر : خيلی خوب ، پارميدا رو ميشناسی ؟
مادر : نه
پسر : اگه به شوهرت بیشتر توجه ميكردی ميشناختيش
،
،
،
،
پاسخ منطقی اکثر پدرهای ایرانی درمقابل اجازه گرفتن فرزندانشان برای انجام کاری:
1) اگر قبلا کسی آن کار را انجام نداده باشد:
آخه کی تاحالا همچین غلطی کرده که تو میخوای بکنی؟
2) اگر قبلا کسی آن کار را انجام داده باشد:
حالا هرکی هر غلطی کرد تو هم باید بکنی؟

وقتی من مردم مزارم رو با آب و صابون بشویید تا هرکی رد شد لیز بخوره من بخندم روحم شاد بشه

برچسب: نویسنده: خیری تاريخ: يکشنبه 27 بهمن 1392 ساعت: 11:34

صفحه بندی